|
امنیت ملی
|
||
|
نقد سیاست خارجی با محوریت منافع و امنیت ملی |
این یادداشت توسط رابرت فیسک تحلیلگر روزنامه ایندیپندنت نگاشته شده است که ترجمه آن را از نظر میگذرانید:
آیا به پایان دوران دیکتاتورها در جهان عرب رسیده ایم؟ مطمئنا هم اکنون شیوخ و امرای ثروتمند و پادشاهان از جمله پادشاه پیر عربستان سعودی، پادشاه جوان اردن، رئیس جمهور سالخورده مصر و رئیس جمهور جوان سوریه با چکمه هایشان درخاورمیانه قدم برمیدارند، چرا که قرار نبود در تونس اتفاقی بیافتد.
قیمت مواد غذایی در الجزایر شورش به پا کرد و تظاهرات علیه قیمت ها در عمان نیز رو به افزایش است. بیش از این نیازی نیست به شمار کشته شدگان در تونس بپردازیم کشوری که دیکتاتورش از ریاض تقاضای پناهندگی کرد درست همانجایی که زمانی عیدی امین بدانجا گریخته بود.
متن زیرترجمه مقاله ای ست تحت عنوان ((Unclear Role of Sanctions in International Law )) که توسط دکترنسرین مصفا نگاشته و در وبلاگ امنیت ملی به فارسی برگردان شده است جهت دسترسی به نسخه انگلیسی آن میتوانید به این آدرس مراجعه فرمایید:
ادامه مطلب>>>>
محور سوم نظم امنيتي در خليج فارس عربستان سعودي است اين کشور به طور تاريخي مدافع وضع موجود در منطقه بوده که همين مسئله مخالفتهاي ايران و عراق با نظم دلخواه آن کشور را به دنبال داشته است .
امروزه بيش از 25 درصد از نياز نفتي اقتصاد جهان از خليج فارس به بازارهاي جهاني تزريق ميشود که عربستان به تنهايي 15 درصد از آن را تامين مينمايد .
عربستان تنها کشوري از صادرکنندگان نفت به شمار ميرود که قابليت حداکثري توليد مازاد برظرفيت نفت در جهان را دارا است که سعودي ها از اين توانايي در راستاي تثبيت و کنترل قيمت يا کم و زياد نمودن ظرفيت توليد استفاده ميکنند. مضاف بر اين...
گفته شد که ایران نیزاز جمله کشورهای زیرسیستم آسیای مرکزی و قفقاز به حساب می آید.بسیاری از کشورهای منطقه نظیر آذربایجان و گرجستان سابق براین در زمره متصرفات ایران به شمار می آمدند که رفته رفته از زمان قاجار بویژه بعد از قراردادهای گلستان و ترکمنچای از نفوذ و اعمال اقتدار حکومت ایران در آنجا کاسته شد.از طرفی اشتراکات فرهنگی باستانی با اغلب کشورهای منطقه و نیز اشتراکات مذهبی زمینه های مناسبی برای نفوذ به دست ایران میدهد.اگرچه بایستی اذعان نمود که از میان این کشورها تنها آذربایجان شیعه است و گرجستان و ارمنستان مسیحی و بقیه کشورها سنی مذهب می باشند.
چکیده:
با فرو پاشی شوروی سابق در سال 1991 و تبدیل شدن ابر قدرت شرق به کشورهای متعدد ، عملا" جمهوری اسلامی ایران با وضعیتی روبرو گشت که موجد تهدیدات و فرصت های جدیدی بود. این وضعیت جدید بر اساس خلاء قدرت پدیدار گشته بود می توانست در صورت اتخاذ یک سیاست هوشمندانه و مبتنی بر واقعیات موجبات رشد و گسترش نفوذ ایران در این منطقه فراهم نماید. حال سئوال اینجاست که آیا طرح مدلی برای سیاست خارجی ایران در آسیای میانه و قفقاز به مانند آنچه که تجربه انگلیسی ها در خلیج فارس بود در جهان امروز و با توجه به واقعیت های نظام بین الملل امکان پذیر است یا خیر ؟ و در صورت غیر امکانپذیر بودن چه مدلی پیشنهاد می گردد ؟
|
|