|
امنیت ملی
|
||
|
نقد سیاست خارجی با محوریت منافع و امنیت ملی |
در سال 84 ، درست چند روزی پس از انتخاب محمود احمدی نژاد ، به عنوان ریاست جمهوری ایران در یکی از وب نوشته هایم تحت عنوان ((چرا میگوییم احمدی نژاد نمیتواند؟)) ، از میان 5 متغیر مورد بحث ، به دو عامل شخصیت فردی و گروهی و نیز ساختار و قواعد حاکم بر نظام بین الملل به عنوان عوامل احتمالی عدم موفقیت احمدی نژاد در عرصه سیاست خارجی اشاره داشتم. اکنون پس از گذشت 4 سال و در پایان دوره اول ریاست جمهوری وی امکان نقد و ارزیابی کارنامه سیاست خارجی دولت نهم امکانپذیر است...
متن زیرترجمه مقاله ای ست تحت عنوان ((Unclear Role of Sanctions in International Law )) که توسط دکترنسرین مصفا نگاشته و در وبلاگ امنیت ملی به فارسی برگردان شده است جهت دسترسی به نسخه انگلیسی آن میتوانید به این آدرس مراجعه فرمایید:
ادامه مطلب>>>>
محور سوم نظم امنيتي در خليج فارس عربستان سعودي است اين کشور به طور تاريخي مدافع وضع موجود در منطقه بوده که همين مسئله مخالفتهاي ايران و عراق با نظم دلخواه آن کشور را به دنبال داشته است .
امروزه بيش از 25 درصد از نياز نفتي اقتصاد جهان از خليج فارس به بازارهاي جهاني تزريق ميشود که عربستان به تنهايي 15 درصد از آن را تامين مينمايد .
عربستان تنها کشوري از صادرکنندگان نفت به شمار ميرود که قابليت حداکثري توليد مازاد برظرفيت نفت در جهان را دارا است که سعودي ها از اين توانايي در راستاي تثبيت و کنترل قيمت يا کم و زياد نمودن ظرفيت توليد استفاده ميکنند. مضاف بر اين...
گفته شد که ایران نیزاز جمله کشورهای زیرسیستم آسیای مرکزی و قفقاز به حساب می آید.بسیاری از کشورهای منطقه نظیر آذربایجان و گرجستان سابق براین در زمره متصرفات ایران به شمار می آمدند که رفته رفته از زمان قاجار بویژه بعد از قراردادهای گلستان و ترکمنچای از نفوذ و اعمال اقتدار حکومت ایران در آنجا کاسته شد.از طرفی اشتراکات فرهنگی باستانی با اغلب کشورهای منطقه و نیز اشتراکات مذهبی زمینه های مناسبی برای نفوذ به دست ایران میدهد.اگرچه بایستی اذعان نمود که از میان این کشورها تنها آذربایجان شیعه است و گرجستان و ارمنستان مسیحی و بقیه کشورها سنی مذهب می باشند.
چکیده:
با فرو پاشی شوروی سابق در سال 1991 و تبدیل شدن ابر قدرت شرق به کشورهای متعدد ، عملا" جمهوری اسلامی ایران با وضعیتی روبرو گشت که موجد تهدیدات و فرصت های جدیدی بود. این وضعیت جدید بر اساس خلاء قدرت پدیدار گشته بود می توانست در صورت اتخاذ یک سیاست هوشمندانه و مبتنی بر واقعیات موجبات رشد و گسترش نفوذ ایران در این منطقه فراهم نماید. حال سئوال اینجاست که آیا طرح مدلی برای سیاست خارجی ایران در آسیای میانه و قفقاز به مانند آنچه که تجربه انگلیسی ها در خلیج فارس بود در جهان امروز و با توجه به واقعیت های نظام بین الملل امکان پذیر است یا خیر ؟ و در صورت غیر امکانپذیر بودن چه مدلی پیشنهاد می گردد ؟
|
|